صفحه نخست | اخبار و رویدادها
در کنگره بزرگداشت سید مصطفی موسوی (پدر امام خمینی)؛ روایت سید حسن خمینی از استبداد ستیزی خاندان امام / متولیان دین باید پیشگامان اخلاق باشند

حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در کنگره بزرگداشت پدر امام خمینی(س) گفت: باید به مردم، اندیشه و آزادی آنان احترام گذاشت چرا که از دل مردمی آزاد، مملکتی آباد به دست می آید.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، سید حسن خمینی در کنگره بزرگداشت آیت الله شهید سید مصطفی خمینی، پدر امام خمینی اظهار داشت: باید به مردم، اندیشه و آزادی آنان احترام گذاشت چرا که از دل مردمی آزاد، مملکتی آباد به دست می آید. ما نباید به دنبال تولی گری و تصدی گری بر مردم باشیم، بلکه باید آنها را تربیت و راهنمایی کنیم. در مرحله بعد با تمام توان بر دین و اخلاقیات دینی پافشاری کنیم چرا که این مسئله شرط تکامل در این دنیا وسعادت و پیروزی در آخرت است. ما باید در مرحله اول خودمان، در مرحله دوم حوزه نفوذ خودمان و در نهایت جامعه مان را با اصول اخلاق محوری، دین محوری و ادب محوری تطبیق دهیم.

یادگار امام افزود: پیامبر بزرگ اسلام که دیروز روز مبعث آن بزرگوار بود فرمود «انی بعثت لمکارم الاخلاق» من به پیامبری رسیده ام که اخلاق را محوری کنم. استقامت در مقابل نفس اماره که به ما نهیب می زند بی اخلاقی کنیم، دروغ بگوییم و بد دیگران را بخواهیم از اصول رسیدن به اخلاق محوری است. پیامبر برای ما دینی آورد تا اخلاق و ادب را در جامعه نهادینه کند، بنابراین متولیان دین باید پیشگامان ادب و اخلاق در جامعه باشند.

وی ادامه داد: امام خمینی در شهری چون خمین متولد شد و پدری چون آقا سید مصطفی داشت. ایشان لحظه لحظه زندگی خود را وقف سه آرمان بزرگ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی کرد، تا ادب، اخلاق و دین داری آزادانه و مستقل از اجانب در این سرزمین ماندگار شود. به همین دلیل است که یاد و نام امام پرچمی است که راه را گم نکنیم. امام پرچمی است که آینده جهان اسلام وامدار نام اوست. جمله مقام معظم رهبری که فرموده اند: «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست»، از ارزش بسیاری برخوردار است.

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی با روایت تاریخی از زندگی آیت الله سید مصطفی خمینی گفت: آقا سید مصطفی موسوی،پدر امام و فرزند دوم سید احمدآقا در سال 1278 قمری به دنیا آمدند. سادات در دو دوره به هند سفر کردند و این مهاجرت ها اتفاق مبارکی بود که ریشه های تشیع را در شبه جزیره هند گسترش داد. وی ادامه داد: مزار حاج سید احمد هم اکنون در کشمیر واقع شده است. ایشان در مقطعی به خمین می آیند و با استقبال و اقبال مردم این منطقه مواجه می شوند و درهمین شهر ازدواج می کنند. یکی از دوستان عالم اهل کمره حاج سید احمد آقا و همچنین گروهی از مردم از ایشان خواستند که به خمین برگردد. مرحوم آقا سید مصطفی فرزند سید احمد آقا در دوره ناصرالدین شاه به دنیا می آید. در سفری به اصفهان تحصیلات ابتدایی را در همان جا سپری می کند و برای ادامه به نجف می رود. این اتفاق مقارن با زمان حیات میرزای شیرازی بوده است. ایشان شاگرد میرزای شیرازی بوده و درجه اجتهادشان را نزد ایشان گرفته است. پس از آن از نجف به خمین می آیند و محوریت شهر را به دست می گیرند.

یادگار امام افزود: یک سال پس از آمدن سید مصطفی به ایران ناصرالدین شاه ترور می شود. یکی از مشکلات دوره قاجار، تعدد و تکثر اولاد و فرزندان فتحعلیشاه بوده است که هرکدام متوقع زعامت بوده و ادعای حاکمیت و والی گری بر مناطقی از کشور را داشتند. در دوره ای که روحانیت به اندازه ای نفوذ کلام دارند که با یک خط فتوا، قراردادی بین شاه و بیگانه را منتفی می کردند، شهر خمین تحت تسلط ظل السلطان حاکم اصفهان بوده است. دوگانگی روحانیت و دربار در دوره قاجار موضوع مستقلی برای مطالعه است. وی در ادامه گفت: در آن دوران وقتی حکومت مرکزی ضعیف بود، بین اقوام جنگ های داخلی شکل می گرفت. اما وقتی حکومت مرکزی از ثبات نسبی برخوردار بود، تا حدی این درگیری ها کنترل می شد. سالی که شاه بزرگی می مرد که به سال شاه مرگی معروف بود، معمولا حکام محلی، گردن کشی هایی می کردند. حاکم وقت خمین نوه عباس میرزا بوده است. درآن دوره حشمت الدوله، خان خمین رفتار بسیار ظالمانه ای با مردم داشته است. سید مصطفی در آن دوران به دلیل ایستادگی در برابر حشمت الدوله، مدت کوتاهی را در زندان سپری کرد.

سید حسن خمینی اضافه کرد: همواره محوریت سادات و روحانیت به عنوان یک خط و نخ تسبیح جامعه ایران را به همدیگر پیوند زده بود. درآن دوره تاریخی علاوه بر خط روحانیت و سادات، خط دوم خط دربار و خط سوم خط خوانین است. در آن دوره فئودالیسم در ایران و روابط ارباب و رعیتی با فئودالیسم در غرب تفاوت هایی داشته است. هر کدام از حاکمان منطقه ای و ارباب ها القابی داشتند که کوچک ترین شان خان ها بودند. وی ادامه داد: زمانی که بهرام خان در منطقه کمره رفتارهای ظالمانه ای از خود نشان می دهد، مرحوم سید مصطفی در برابر او می ایستد، شکایت می کند و با فشاری که به حشمت الدوله می آورد، بهرام خان را به زندان می اندازد که وی در زندان کشته می شود.

در این مقطع زمانی شایعه می شود که بهرام خان را سید مصطفی کشته است. در حالی که بهرام خان در زندان حشمت الدوله به سر می برده است. دو برادر بهرام خان به نام های جعفر قلی خان و رضا قلی سلطان برای انتقام خون برادرشان می خواستند حشمت الدوله را به قتل برسانند اما زورشان نمی رسد و قصد کشتن آقا سید مصطفی را می کنند. آقا سید مصطفی به همراه دوتن از یارانشان در راه خمین به اراک امروزی، در گردنه ای با دو برادر بهرام خان مواجه می شوند. یکی از آنها تفنگ را بر می دارد و به قلب سید مصطفی شلیک می کند. ایشان از اسب افتاده و شهید می شود. سرنوشت دو قاتل آقا مصطفی شهید طوری رقم می خورد که فراری می شوند و به هر کجا که می روند آنها را راه نمی دهند. در درگیری ای که در قلعه یوجان صورت می گیرد، یکی از قاتلین کشته و دیگری اسیر می شود.

سید حسن خمینی اظهار داشت:در شهر خمین تعبیر «آقا مصطفایِ شهید» تعبیری تاریخی در اسناد به حساب می آید. در خاطرات مرحوم آیت الله پسندیده، برادر امام آمده است که وقتی خبر شهادت آقا سید مصطفی به خمین می رسد، خانه  بهرام خان و برادرانش به آتش کشیده می شود. مرحوم پسندیده در خاطرات خود می نویسند معلوم نشد که مردم خانه بهرام خان و برادرانش را آتش زده اند یا عمال دولتی به نام مردم دست به چنین کاری زده اند. نکته آموزنده این است که تمامی اموال به تاراج رفته از این خانواده، توسط خانواده آقاسید مصطفی به بازماندگان آنها برگردانده شد.

یادگار امام در بخش دیگری از روایت تاریخی زندگی و شهادت پدر امام(س) در خمین گفت: مردم خمین در دوره ای گرفتار قحطی و وبای عظیمی می شوند. مادر و عمه امام هم با این قحطی و وبا از دنیا می روند. امام بزرگوار ما در چنین محیطی پرورش یافته است. چشم بازکرده ظلم خوانین را دیده است. از طرف دیگر حکومت استبدادی سلطنتی و بلایی که ضعف حکومت مرکزی بر سر مردم می آورد را درک کرده است. در دوره های بعدی زندگی خود ضعف پیوند بین روحانیت و دربار را دیده است. مدتی بعد تأثیر بیگانگان و دول خارجی بر کشور را شاهد بوده و با ضعف و بی عرضگی حکومت ها و دین گریزی خوانین مواجه شده است. استقلال، آزادی و دین، سه گوهر نایابی است که همواره پیروزی های ایران آنها را همراه داشته است.

سید حسن خمینی در پایان تصریح کرد: درس های زندگی امام در آن ده سال و ده ماهِ اول زندگی شان، برای جوهره امام کافی بود که معجون درمان چنین دردهایی را بسازد.

تاریخ و زمان انتشار: چهار شنبه 7 خرداد 1393
نویسنده:
مرجع: پايگاه اطلاع رساني و خبري جماران
آدرس: http://jamaran.ir/fa/NewsContent-id_43164.aspx